تبليغاتX
man do0o0set dashtam0o0o in eshtebam b0o
 

 

man do0o0set dashtam0o0o in eshtebam b0o

 

 

درباره وبلاگ

چقدر سخته تو چشای کسی که تموم
عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم
همیشگی رو قلبت هدیه داد،زل بزنی
و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی
حس کنی که هنوزم دوسش داری.

چقدر سخته دلت بخوادسرتو باز
به دیواری تکیه بدی که یه بار زیرآوار
غرورش همه وجودت له شده.
چقدرسخته تو خیالت ساعت ها باهاش
حرف بزنی اماوقتی دیدیش هیچی جز
سلام نتونی بگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه
دونه های اشک گونه هاتو
خیس کنه اما باز مجبور بشی
بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش
داری.

چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ
دیگری ببینی و هزار بار تو خودت
بشکنی و اونوقت اروم زیر لب بگی
گل من باغچه نو مبارک
دوستان گلم این ایدی منه خوشحال میشم با نظرای خوبتون راهنماییم کنید.
id :hbeshnam

  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

Add Me to Your Yahoo! ID

http://ca.360.yahoo.com/edit/custom_theme.html Script Menu Set your Home Page Set your Home Page اين صفحه را خانگی صفحه ی خانگی خود کنيد
Born on: September 25, 1997

`hd'hiپایگاه مذهبی علمدار (علیه السلام)


..:: My Iran ::..
..:: Freedom ::..
..:: Learn Internet ::..
..:: Download ::..
..:: HACK FOR ALL ::..
..:: Template BLOGFA ::..

 

tifooses.coo.ir

كاش مرا به بوسه‏هاى دهانش
ببوسد.
عشق ِ تو از هر نوشاك ِ مستى‏بخش
گواراتر است.
عطر ِ الاولین
نشاطى از بوى خوش ِ جان ِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان چون عطرى كه بریزد.

 

 

به قلم : mehdi در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 15:18 موضوع: | +

labaye shirine yaram



باز با دردم مداوا می کنم...

 با دل دیوانه ام تا میکنم...

 می روی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا می کنم..

 با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا می کنم

 شعله عشق تو می سوزد مرا من فقط ان را تماشا می کنم توبه کردم تا فراموشت کنم ...

باز هم امروز و فردا می کنم ...

 

 

به قلم : mehdi در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 15:11 موضوع: | +

ta tahesh asheghetam

بالای گور خود می ایستم....

چه می بینم !

میان کفن پوش سفیدی خوابیده ام

آرام و بی صدا قاتل جان خود بودم !

کنار مزارم می نشینم و دست بر صورت خود می کشم و برای خودم گریه می کنم !!!!

کسی نیست ...

کسی نیست ...

یاد زنده بودنم آزارم می دهد

یاد روزی که تنهایی ام را فروختم اما فردا دوباره پیش خودم بود

یاد قلب شکسته ام را که از زیر پای عشق جمع می کردم و دستانم غرق به خون می شد

 

یاد پاهایم که هر شب دلداریش می دادم از درد بی رهرویی

یاد روزی که ...

گریه ام پایانی ندارد

دوباره خود را نگام می کنم

شاد تر از دیروز زنده بودنم که بالی برای پرواز نداشتم .....

 

 

 

 

به قلم : mehdi در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 1:58 موضوع: | +

ta akharesh bahatam hata marg

 

شب عروسیه ، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست.


میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته ، در را هم قفل کرده.


داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه.


مامان بابای دختره پشت در داد میزنند : مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟


آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.


مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.


لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده!


همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند.


کنار دست مریم یه کاغذ هست ، یه کاغذی که با خون یکی شده.


بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه ، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره ، بازش می کنه و می خونه :


سلام عزیزم


دارم برات نامه می نویسم ،آخرین نامه ی زندگیمو


آخه اینجا آخر خط زندگیمه


کاش منو تو لباس عروسی می دیدی


مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟!


علی جان دارم میرم


دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم


می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم


دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم


ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم


دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی ، یادته؟!


گفتم یا تو یا مرگ ، تو هم گفتی ، یادته؟!


علی تو اینجا نیستی ، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟!


داماد قلبم تویی ، چرا کنارم نمیای؟!


کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه


کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند


علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت


حالا که چشمام دارند سیاهی میرند ، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره


روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد ، یادته؟!


روزی که دلامون لرزید ، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون ، یادته؟! نقشه های آیندمون ، یادته؟!


علی من یادمه ، یادمه چطور بزرگترهامون ، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند


یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش


یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری


یادته اون روز چقدر گریه کردم ، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه!


می گفتی که من بخندم


علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم


هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام


روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات


دارم به قولم عمل می کنم


هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ


پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم


نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه


همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام


وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان!


عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم


دلم برات خیلی تنگ شده


می خوام ببینمت


دستم می لرزه ، طرح چشمات پیشه رومه ، دستمو بگیر ، منم باهات میام ....



پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه

سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه

آره پدر علی بود ، اونم یه نامه تو دستشه ، چشماش قرمزه ، صورتش با اشک یکی شده بود

نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود

هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود

پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود

حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده

حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت!

مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند.

 

 

به قلم : mehdi در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 1:49 موضوع: | +

s eshghe m

آیینه پرسید چرا دیر کرده است؟نکند دل دیگری او را اسیر کرده

است ؟ خندیدم وگفتم: ا و فقط اسیر من  است. تنها  دقایقی

 

 چندتأخیر کرده است.گفتم: امروز هوا   سرد   بوده     شاید

 موعدقرار تغییر کرده .به سادگیم خندید  و گفت:احساس

پاک تو را زنجیر کرده است.گفتم:از عشق من چیزی  سخن

 مگوی، گفت: خوابی سال هاست دیر کرده است..

در آیینه به خود نگاه می کنم آه عشق تو عجب مرا پیر کرده

است! راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر

کرده است...

 

 

به قلم : mehdi در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 23:21 موضوع: | +

تو هراس این تمنای مدام

توی این مرثیه های ناگریز

می دونم میای ولی یه روز دور

می دونم میای ولی یه روز دیر

 

 

به قلم : mehdi در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 23:30 موضوع: | +

مهربانم ,ای خوب ! یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی , که همه سرد و غریبند باتو تک و تنها به تو می اندیشد و کمی دلش از دوری تو دلگیر است... مهربانم ای خوب! یاد قلبت باشد,یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش این است , زیر این سقف بلند, هر کجایی هستی , به سلامت باشی و دلت همواره , مهو شادی و تبسم باشد... مهربانم ای خوب! یاد قلبت باشد یک نفر هست که دنیایش را همه ی هستی و رویایش را, به شکوفایی احساس تو پیوند زده و دلش می خواهد, لحظه ها را با تو , به خدا بسپارد... مهربانم ای خوب! یک نفر هست که با تو تک و تنها , با تو پر اندیشه و شعر است و شعور! پر احساس و خیال است و سرور! مهربانم !این بار , یاد قلبت باشد یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است و به یادت هر صبح , گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد

 

 

به قلم : mehdi در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 23:27 موضوع: | +

 

          love مخفف این چهار کلمه است:

 

   lake of sorrow         دریاچه ی غم

 

   ocean of tears          اقیانوس اشک

 

   valley of death        دره مرگ

 

   end of life                    پایان زندگی...!

 

 

به قلم : mehdi در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 1:18 موضوع: | +

گفتم: به نظر تو دوست داشتن بهتره يا عاشق شدن؟ گفت: دوست داشتن...

گفتم: مگه ميشه همه ادما دلشون مي خواند عاشق بشند. گفت:اون كس كه

عاشقه مثل كسي ميمونه كه داره تو دريا غرق ميشه

كه دوست داره مثل اين ميمونه كه داره تو همون دريا شنا ميكنه

وا ز شنا كردنشم لذت مي بره. تو چشماش نگاه كردمو گفتم: تو چي

تو عاشقه مني يا منو دوست داري؟ خيلي اروم گفت

من خيلي وقته غرق شدم

 

 

 

به قلم : mehdi در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 1:8 موضوع: | +

زندگی

 

 

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم


می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده

 و

 آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی


غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر


زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!!


گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو


گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند


تو را برای وفای تو دوست می دارم

وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است


هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

Click for Full Size View 

        

 

 

به قلم : mehdi در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 0:56 موضوع: | +

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن. براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

 

به قلم : mehdi در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 2:21 موضوع: | +

 

Love

دوست داشتن

عشق نمي پرسدکه تو کي هستي فقط ميگه که تو مال مني، عشق نمي پرسد اهل کجايي فقط
ميگه که تو قلب من زندگي ميکني، عشق نميپرسد که چکار ميکني فقط ميگه که باعث ميشي
قلب من به ضربان بيفته، غشق نمي پرسد که چرا دور هستي فقط ميگه که هميشه با مني،
 
عشق نميپرسد دوستم داري فقط ميگه که دوستت دارم  

 

 

 

 

به قلم : mehdi در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 1:12 موضوع: | +

مثل همیشه تقدیم به

عشقم که از عشق هیچی نمی دونه

دوستت دارم دیونه

دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد

 دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه

 دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه

 دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه

                     

 

 

به قلم : mehdi در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 1:11 موضوع: | +

Image and video hosting by TinyPic

مطمئن        

مطمئن باش برو           ضربه ات کاری بود               دل من سخت شکست         

                وچه زشت            به من وسادگی ام خندیدی                                 

      به من و عشقی پاک              که پر از یاد تو بود       ویک قلب سلیم              

          که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود!............ 

 

 

به قلم : mehdi در شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 1:7 موضوع: | +

تقدیم به بهترینم 

                           

جشن تو جشن تولد تموم خوبیاست...

 جشن تو شروع زیبای تموم شادیاس..

 جشن تو طلوع یک روزه مقدسه برام..

 وقت شکر گذاریه بسوی درگاه خداست...

  عزیزم تولد مبارک..

عمر من تولدت مبارک..

مهربونم تولدت مبارک..

قشنگم تولد مبارک..

گلم تولدت مبارک..

جون من تولدت مبارک.

امید من تولدت مبارک..

زندگیه من تولدت مبارک..!!

امیدوارم سالهای سال با دلی خوش و شاد زندگی کنی..

 خدا رو به خاطر اینکه به تو زندگی بخشیده شکر میکنم

 و از اینکه مهر تو  رو تو دلم گذاشت ازش ممنونم..

 

 

به قلم : mehdi در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 23:35 موضوع: | +

ـ__@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@_____________
___@@@@@@@@@@@@@@_____
___@@@@@@@@@@@@@@_____
______________________
______@@@@@@@@@_______
__@@@@@_______@@@@@___
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
_@@@@@_________@@@@@__
__@@@@@_______@@@@@___
______@@@@@@@@@_______
______________________
__@@@@___________@@@@_
___@@@@_________@@@@__
____@@@@_______@@@@___
_____@@@@_____@@@@____
______@@@@___@@@@_____
_______@@@@@@@@@______
________@@@@@@@@______
______________________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@___________
_______@@@@___________
_______@@@@@@@@@______
_______@@@@@@@@@______

 

 

به قلم : mehdi در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 0:29 موضوع: | +

بمون پیشم که بی تو غصه میخورم
 
                                                  منو ببخش اگه خيلي ازيتت كردم!
 
                                     نرو از پيشم   

 

 

به قلم : mehdi در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 0:24 موضوع: | +


 

 

به قلم : mehdi در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 15:47 موضوع: | +

 

 

 

چقدر سخته

تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و

بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد

زل بزنی و بجای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی

حس کنی که هنوزم دوسش داری

 

چقدر سخته

وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه

اما مجبور باشی بخندی

تا نفهمه که هنوزم دوسش داری

 

چقدر سخته

دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی

 که یه بار زیر آواره غرورش همه وجودت له شد

 

چقدر سخته

گل آرزوهات و تو باغ دیگری ببینی

 و هزار بار تو خودت بشکنی و

 اون وقت آروم زیر لبت بگی :

گل من باغچه نو مبارک...

 

 

به قلم : mehdi در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 20:51 موضوع: | +

عشق يعني ... چيزي مثل تنفس در هواي پاک کوهستان.

• عشق يعني ... يک موهبت طبيعي که بايد اونو پرورش داد.

• عشق يعني ... انفجار احساسات.

• عشق يعني ... وقتي دلت مي ره نتوني جلوشو بگيري.

• عشق يعني ... جذب شخصيتش بشي.

• عشق يعني ... وقتي تو از اون بخواي که مرد زندگيت بشه.

• عشق يعني ... وقتي من و تو ما مي شيم

• عشق يعني ... حاصل جمع دو انسان

• عشق يعني ... مايه قوت قلب

• عشق يعني ... شادي و نشاط

• عشق يعني ... جواهر قيمتي خودتو به دست بياري.

• عشق يعني ... توي ذهنت خودتو با اون مجسم کني.

• عشق يعني ... وقتي توي انتخابت شک نداري.

• عشق يعني ... وقتي دل پادشاهي مي کنه.

• عشق يعني ... وقتي اطمينان پيدا ميکني که اون مرد دلخواهته.

عشق يعني ... وقتي مردي به دختر دلخواهش برمي خوره.

• عشق يعني ... کم کردن فاصله ها.

• عشق يعني ... کليد يه رابطه محکم.

• عشق يعني ... دو تايي سوار يه ماشين قوي توي پستي و بلندي ها.

• عشق يعني ... فرار کردن به دنياي خصوصي خودتون.

• عشق يعني ... در موفقيت هم شريک بودن.

• عشق يعني ... خاطرات خوشي را که با هم داشتين بشماري تا خوابت ببره.

• عشق يعني ... بوي عطرش از خاطرت نره.

• عشق يعني ... از خودت بپرسي چرا دم به ساعت بهت زنگ نمي زنه.

• عشق يعني ... هميشه براي زنگ زدن به هم وقت پيدا کنيد.

• عشق يعني ... براي تولدش درست همون چيزي رو که دوست داره بهش هديه بدي.

• عشق يعني ... دلت بخواد هديه اي به اون بدي که مثل يه گنج نگهش داره.

• عشق يعني ... وقتي با هم مشکل پيدا مي کنيد به حرفاي هم خوب گوش کنيد.

• عشق يعني ... يادت نره که هر کسي بايد بتونه عقيدشو بگه.

• عشق يعني ... خوبي هاشوهم درکنار بدي هاش ببيني.

• عشق يعني ... يه عالمه حرفو با يه اشاره گفتن.

• عشق يعني ... تمام توجهت به اون باشه.

• عشق يعني ... کسي رو داشته باشي که ازت محافظت کنه.

• عشق يعني ... هلش بدي توي مسير درست.

• عشق يعني ... توي پرداخت صورت حساب کمکش کني.

• عشق يعني ... يه قرار ملاقات خيلي مهم.

• عشق يعني ... وقتي باهاش قرار داري حسابي به خودت برسي.

• عشق يعني ... مثل توي قصه ها رمانتيک بودن.

• عشق يعني ... براش يه نامهء رمانتيک بفرستي.

• عشق يعني ... بعضي وقتا دل همديگه رو شکستن.

• عشق يعني ... چيزي که کمک مي کنه تا دل شکسته رو دوباره درمون کني.

• عشق يعني ... با هم ارتباط قلبي داشتن.

• عشق يعني ... با هم موسيقي رمانتيک گوش دادن.

• عشق يعني ... از اينترنت بيرون اومدن وکامپيوتر رو خاموش کردن و با هم به گشت و گذار رفتن.

• عشق يعني ... وقتي نشونه ها اميد بخشن.

• عشق يعني ... شمع ومهتاب وستاره ها.

• عشق يعني ... احساس کني که همهء دور و برت روعشق گرفته.

• عشق يعني ... چيزي که از کلمات قويتره.

• عشق يعني ... روي درياي خوشبختي شناور بودن.

• عشق يعني ... بعضي وقتا بي حوصله شدن.

• عشق يعني ... روي هم اسماي قشنگ گذاشتن.

• عشق يعني ... چيزي که شما رو ثروتمندترين آدماي روي زمين مي کنه.

• عشق يعني ... بعضي وقتا جز ماه غمزده همدمي نداشته باشي.

• عشق يعني ... جادوش کني.

• عشق يعني ... کسي رو داشته باشي که لحظات قشنگ زندگيت رو باهاش شريک بشي.

• عشق يعني ... وقتي توي دنيا هيچ چيز جز خودتون دو تا اهميت نداره.

• عشق يعني ... دو چهره خندون.

• عشق يعني ... يه بازي که تمومي نداره.

• عشق يعني ... چيزي مثل برنده شدن توي بازي.

• عشق يعني ... وقتي شب مهتاب برات شعر مي خونه.

• عشق يعني ... احساس کني پاهات رو زمين بند نيست.

• عشق يعني ... به جاي اينکه بره ها رو بشماري آنقدر به اون فکر کني تا خوابت ببره.

• عشق يعني ... حرفشو باور کني.

• عشق يعني ... تو گوش هم زمزمه کردن

 

 

به قلم : mehdi در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 20:43 موضوع: | +

بي تو هرگز

  هميشــــــــــــــــه ميگفتم ...

  طلـــــــــوع رو دوست دارم ؛

 زندگــــــــــــــــي رودوست دارم،

   اما ميدونـــــــــي ..راستشو بخواي ..

. طلـــــــــوع رو توي نگاه چشماي قشنگت...

 و زنــــــــــــــدگي رو در کنارت ميخوام ...

        دوســـــت دارم يه شب تا صبح بشينم

            و فــــــــــــقط چشماتو نگا کنم  

            تا باوركنم چگونه ديدن و

 

 

 

به قلم : mehdi در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 20:41 موضوع: | +

- بدترين درد اين نيست كه..................... عشقت بميره

 

بدترين درد اين نيست كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي

 

بدترين درد اين نيست كه.....................عشقت بهت نارو بزنه

 

بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !

 

(****خانومی گلم خیلی دوست دارم****)

 

 

به قلم : mehdi در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 20:39 موضوع: | +

 

بگذار گریه کنم

 

نه برای تو

 

برای عشقی که مرده است بگذار گریه کنم

 

نه برای تو

 

برای صداقت که کمرنگ شده است

 

 بگذار گریه کنم

 

.نه برای تو

 

برای غمها که یکنواخت شده است بگذار گریه کنم

 

نه برای تو

 

.برای آرزوها که از بین رفته اند بگذار گریه کنم

 

نه برای تو

 

برای محبت ها که ساکت شده اند بگذار گریه کنم

 

 

 

به قلم : mehdi در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 2:31 موضوع: | +

 
 
Image hosted by TinyPic.com
 

 

 

به قلم : mehdi در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 2:24 موضوع: | +

 

 

به قلم : mehdi در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 1:18 موضوع: | +

يادته يه روزي بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که

 نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد

 چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ...

 گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ...

 گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي

باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي

حکایت عشق!!!

از کوه پرسیدم عشق چیست لرزید

از دریا پرسیدم عشق چیست خشکید

از گل پرسیدم عشق چیست پر پر شد

سرانجام

از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟

گفت:عشق حدیثی است که با یک نگاه آغاز میشود

و سرانجام با چند قطره اشک به پایان میرسد......

 

 

به قلم : mehdi در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 3:28 موضوع: | +

يادته يه روزي بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که

 نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد

 چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ...

 گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ...

 گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي

باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي

 

 

به قلم : mehdi در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 3:22 موضوع: | +

r0oze taval0o0o0odamam gham dast bar nemidareee hame bi marefat sho0dand

ghalb

 
صحبت عاشقی بشه ستاره رو خواب می کنی

  

  دریا رو اتیش می زنی ابرا رو بی تاب می کنی   

وقتی فقط اونو می خوای ماهو نشونه میکنی  

می ری تو قلب آسمون صبرو دیوونه می کنی

 وقتی می بینی عاشقی دنیا رو می ریزی به پاش

طلا رو قیمت می ذاری با برق ناز خنده هاش

وقتی می فهمی عاشقی می ری سراغ پنجره

قلبتو می سپاری دس قصه و عشق و خاطره

وقتی می فهمی عاشقی سوار رویا ها می شی

می ری تا جاده های دور اون بالاها خدا می شی

وقتی می بینی عاشقی ماهو می خوای شکار کنی

می خوای که خورشید خانمو یه شب بری بیدار کنی

وقتی می فهمی عاشقی سنگ و با شیشه می بینی

گمشده تو مال خودت واسه همیشه می بینی

وقتی می بینی عاشقی با آینه خونه می سازی

رنگین کمونو میاری تو گردن ماه می ندازی

وقتی می بینی عاشقی می خوای همه خبر بشن

گلا به خاطر شما تازه و تازه تر بشن

وقتی می فهمی عاشقی می بینی پادشا شدی

از همه مردم شهر یه آسمون جدا شدی

وقتی می بینی عاشقی خودت می مونی و خودش

جونتو حاضری بدی به خاطر تولدش

 

 

 

به قلم : mehdi در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 15:57 موضوع: | +

eshghee j0o0ono00on dar

 

عشق تون پاک باشه ها

بازم میگم عشق ریشه تو جنون داره

 

 

به قلم : mehdi در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 16:41 موضوع: | +

r0o0oo0000o0oozzzzzzzzzzzzzzzzzz

 

 

به قلم : mehdi در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 16:16 موضوع: | +

   

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     K I Y N O O S H      A N S A R I

طراح قالب های بلاگفا